حملات پهپادی‌ پاکستان به شبه نظامیان در خوست و ننگرهار بار دیگر مناسبات طالبان افغان و پاکستان را ملتهب کرده است. این حملات بار دیگر این نکته را برجسته کرد که سیاست گروه نیابتی برای امنیت مرزها و مناطق قبایلی پاکستان مفید نبوده است.

یک شاهد این که پاکستان، طالبان را به همدستی و توطئه با دهلی متهم می کند. طالبان قرار بود نگرانی‌های امنیتی پاکستان را به واسطه ایجاد یک دولت تابع در کابل رفع کند، اما اکنون میزبان گروه‌های شده است که امنیت را از مناطق قبایلی گرفته است و به طور مرتب سربازان پاکستانی را می‌کشند.

شب گذشته، موجی از حملات پهپادی در سه ولایت ننگرهار، خوست و کنر فضای مرزها در شرق افغانستان زیر حاکمیت طالبان را ملتهب ساخت. طالبان سفیر پاکستان در کابل را فراخواند و سیاستمداران افغان انگشت اتهام را به‌سوی اسلام‌آباد نشانه رفتند.
هرچند دولت پاکستان سکوت کرده، اما قرائن و شواهد، پیوند این عملیات‌ها را با سیاست امنیتی آن کشور آشکار می‌سازد.

پاکستان با انجام این حملات چه اکنون و چه در گذشته، دستکم در ظاهر یک پیام واضح و روشن به طالبان داده است: «مهمان دیروز ما، نباید امروز میزبان دشمنان ما باشد.»
اسلام‌آباد می‌خواهد با انجام چنین سیاستی به طالبان یادآوری ‌کند که رابطه‌اش با این گروه، تعهدی نانوشته‌ای را هم در خود دارد؛ تعهدی که اگر نادیده گرفته شود، پاسخ نظامی به دنبال خواهد داشت.

پاکستان در پی چیست؟

پس از بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان، پیوندهای ایدئولوژیک و خانوادگی میان تفنگداران دو سوی مرز باعث شد که تحریک طالبان پاکستان در خاک افغانستان پناه و پشتوانه‌ای تازه بیابد.

اسلام‌آباد این وضعیت را تهدیدی مستقیم علیه امنیت داخلی خود تلقی کرد و انتظار داشت طالبان افغانستان علیه این شبکه اقدام عملی نشان دهد؛ انتظاری که برای پاکستان برآورده نشد. طالبان به‌دلیل همان نزدیکی‌های فکری و شبکه‌ای، حاضر به گسست کامل از این گروه نشد و واکنش‌هایش در بهترین حالت محدود و نمادین باقی ماند.

همین تعلل باعث شد پاکستان در ماه‌های اخیر به ابزارهای تازه‌ای برای فشار متوسل شود؛ بارزترین نمونه، نشستی بود که در اسلام‌آباد برای حضور مخالفان طالبان تدارک دیده شده بود. به دنبال واکنش های شدید منتقدان از جمله طالبان، این نشست به تعویق افتاد.

کش‌وقوس‌های طالبان و پاکستان در هفته‌های اخیر، روابط حاکمان کابل و اسلام‌آباد را به سمت خصومت مدیریت‌شده سوق می‌دهد، مگر آن‌که دو طرف به پروتکل‌های مشترک و کارآمد برای مهار این وضعیت تن دهند.

چرا پاکستان به حملات هوایی متوصل می شود؟

حملات هوایی پاکستان علیه پناهگاه‌ها یا مراکز فرماندهان تحریک طالبان پاکستان در خاک افغانستان گاه منجر به تلفات در میان شورشیان شده است. مثلاً در جریان حملات در سال ۲۰۲۴، پاکستان گزارش داد که گروهی از رهبران ارشد تی‌تی‌پی، هدف قرار گرفتند و حدود ۲۰ تا ۲۵ نفر کشته شدند. اما آیا حملات هوایی مناسب‌ترین گزینه برای پاکستان بوده است؟ آیا دیپلوماسی برای متقاعد کردن طالبان برای دست برداشتن حمایت از تحریک طالبان پاکستانی چاره‌ساز نیست؟

در سال‌های اخیر، اسلام‌آباد تلاش کرده با ایجاد فشار دیپلوماتیک و حتا اقتصادی، طالبان را به عقب‌نشینی در برابرتحریک طالبان پاکستانی وادار کند. باری مرزها را بست، تعرفه ها را زیاد ساخت، مهاجران را اخراج کرد و خلاصه هیچ‌یک از این ابزار دیپلوماتیک، پاسخ قناعت‌بخشی برای پاکستان از آدرس حکومت طالبان در افغانستان در پی نداشت.

در این میان، استفاده از پهپاد و جنگنده برای اسلام‌آباد ظاهرا راه نسبتا ارزانی بوده تا ضربه‌ای سریع و مستقیم به مراکز فرماندهی یا انبارهای تحریک طالبان پاکستان بزند.

در عین حال، چنین حملاتی در رسانه‌های داخلی پاکستان به‌عنوان واکنش «سخت و فوری» معرفی شده است و برای دولت و ارتش این کشور نوعی مشروعیت سیاسی به‌بار آورده است.

از زاویه منطقه‌ای هم اگر به چنین حملاتی نگاهی بیندزایم، پیام روشنش این است که اگر طالبان در کابل قادر یا مایل به مهار این گروه نباشد، اسلام‌آباد خودش وارد عمل خواهد شد.
اما بخش پنهان ماجرا این است که دولت و ارتش پاکستان با این حملات، مشکلات امنیتی و اقتصادی خود را که اتفاقا کم هم نیست، به گردن دشمن بیرونی می‌اندازند و خودشان را مدافع کشور نشان می‌دهند.

طالبان هم که شدیدا در انزوای بین‌المللی قرار دارد، تمایلی به رویارویی دیپلماتیک با اسلام‌آباد ندارد و واکنش‌های رسمی‌اش، از جمله صدور اعلامیه یا احضار سفیر، عمدتا مصرف داخلی دارد و پاسخی گذرا به افکار عمومی.

طالبان به علت پناه دادن به سازمان‌های تروریستی خود را در معرض حملات پاکستان قرار داده است. اظهارات طالبان و سیاستمداران افغان مبنی بر نقض حاکمیت ملی افغانستان محکومیت حکومت‌های نزدیک به طالبان مانند روسیه و چین را به دنبال نخواهد داشت. حتا هند نیز این حملات را محکوم نکرده است.

تمام کشورهای منطقه از جمله چین، نگران حضور و فعالیت سازمان‌های تروریستی منطقه‌ای در افغانستان هستند. سیاست انکار حضور گروه های تروریستی در میان طالبان و این که به هیچ سازمانی اجازه حمله به کشورهای همسایه را نمی‌دهد، برای چین و دیگر کشورها قانع کننده نیست. زیرا، حملات طالبان پاکستانی بیشتر و خونبارتر شده است و طالبان نیز کاری نکرده است. این گروه فقط امیدوارست که اسلام آباد به خواسته‌های تی‌تی‌پی تن بدهد و تنش متوقف شود.

اما، هر قدر که تهدید گروه‌های تروریستی در افغانستان جدی‌تر شود، به همان پیمان اقدام نظامی کشورهای منطقه و جهان نیز افزایش می‌یابد.

آیا این حملات منجر به کاهش حمایت طالبان از تی‌تی‌پی خواهد شد؟
برای طالبان، در کنار پیوندهای ایدئولوژیک با تحریک طالبان پاکستان و سنت مهمان‌نوازی که گسست از آن پرهزینه است، همراه با ترس از شکاف داخلی، مانعی جدی در برابر برخورد قاطع با طالبان پاکستانی ایجاد کرده است. نفوذ گسترده تی‌تی‌پی در میان فرماندهان رده‌پایین طالبان این وابستگی و تزلزل را بیشتر کرده و باعث شده طالبان در عمل به‌گونه‌ای حامی این گروه باقی بماند.

با این که طالبان افغان در ۲۰ سال متحد پاکستان بود اما از نظر ایدیولوژیک و احساسات قومی علیه دولت پاکستان هستند. خصومت طالبان افغان در عواطف و ضدیت سنتی پشتون‌ها با «دولت پنجابی‌ها» که مسئول ستم بر مردم مناطق قبایلی شناخته می‌شود، و غیر اسلامی خواندن دولت‌هایی چون پاکستان از منظر اعتقادات بنیادگرایانه مذهبی ریشه دارد.

واکنش طالبان به تحرکات پاکستان معمولاً به صدور اعلامیه، روایت‌سازی رسانه‌ای و گاهی تحرکات محدود در مرز خلاصه می‌شود تا از یک طرف نشان دهد که مدافع حاکمیت ملی است و پیام اقتدار به داخل و خارج بفرستد، و از طرف دیگر سطح تنش با پاکستان را پایین نگه دارد تا به بحرانی پرهزینه و خارج از کنترول تبدیل نشود.

آن طرف هم، حملات هوایی پاکستان بیشتر تاثیر کوتاه‌مدت دارند تا نتیجه‌ پایدار. این حملات می‌توانند برای مدتی بر حملات شبه نظامیان، و احتمالا به علت فشار طالبان از کابل و قندهار تاثیر بگذارد، اما گروه‌های چریکی خیلی زود خود را وفق می‌دهند؛ فرماندهی را پراکنده می‌کنند، تحرکات را سریع‌تر می‌سازند یا مدتی پنهان می‌شوند تا فشار کم شود.

در کنار آن، هر غیرنظامی که آسیب ببیند، به سود روایت شورشیان تمام می‌شود و به آن‌ها امکان جذب نیروی بیشتر را می‌دهد.

آنچه تا کنون از حملات دیشب در سه ولایت افغانستان گزارش شده، بیشتر مرگ غیرنظامیان بوده است؛ در میان آنان چند کودک نیز دیده می‌شود. چنین وضعیتی نشان می‌دهد که ضربات محدود هوایی، به جای ایجاد بازدارندگی پایدار، اگر تکرار شوند به یک روند عادی بدل خواهند شد. این عادی‌شدن، هسته‌های منعطف شورشیان را جسورتر می‌سازد.

اگر گروه حاکم با اسلام آباد همکاری نکند، کشتن فرماندهان و جنگجویان تغییری در استراتژی تی‌تی‌پی نمی‌آورد.

وقتی از رابطه طالبان و پاکستان حرف می‌زنیم، نمی‌توان آن‌ها را مانند دو کشور هم‌وزن و برابر قیاس کرد. پاکستان یک ارتش منظم، دستگاه دیپلماتیک فعال و جایگاه بین‌المللی دارد، در حالی‌که طالبان با انزوای سیاسی، مشکلات اقتصادی و محدودیت‌های داخلی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. بنابراین در شرایط تنش، طرفی که ناچار به عقب‌نشینی و معامله می‌شود، طالبان است تا اسلام‌آباد.

طالبان احتمالاً مسیر اعتراض‌های نمادین و واکنش‌های محدود را حفظ خواهد کرد، اما دیر یا زود فشارها می‌تواند آن‌ها را به نوعی معامله با پاکستان وادار کند. در مرحله کنونی نشانه‌هایی از احتمال سازش بزرگ برسر طالبان پاکستانی دیده نمی‌شود.

خبرهای بیشتر

رادیو